روز زن بر زنان ایران زمین مبارک باد
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ by hamidباز من ایرانیم
بهمن ۷م, ۱۳۸۸ by hamid/من ایرانیم/
/ پیامبر من کورش بزرگ است/
/ امامان من داریوش بزرگ، خشایار شاه ، مازیار، انوشیروان عادل ، یزدگرد/
/ امام زمان من کاوه اهنگر استرو حانیون من فردوسی،مولوی ،حافظ،سعدی و ابن سینا/
/ کتاب مقدس من شاهنامه استاصول و فروع دین من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است/
/ عاشورای من قادسیه است/
/ شهدای من رستم فرخزاد و بابک خرمدین هستند/
/پرچم من درفش کاویانی است/
/ بهشت من آزادی است/
/عید من مهرگان و نوروز است/
/ محراب من دل است/
/ دین من عشق و دانش است/
/ باز من ایرانیم /
با تشکر از علی عزیزاز ایران
تولد ندا آقاسلطان را گرامی میداریم
دی ۲۳م, ۱۳۸۸ by hamidمیلاد عیسی مسیح مبارک باد
آذر ۲۶م, ۱۳۸۸ by hamidروز کوروش بزرگ ۷ آبان بر ایران و ایرانی مبارک باد
آبان ۴م, ۱۳۸۸ by hamidروز ۷ آبان تهران ساعت ۱۹ میدان شهیاد
روز ۸ آبان برمزار کوروش پاسارگاد شیراز

“. . . آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. . . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید. برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم…” کوروش کبیر
کوروش سیروس در انگلیسی- cyrus the great – و کوروس در یونانی، یکی از چهره های برجسته تاریخ شناخته شده است.
ایرانیان او را پدر، یونانیان او را قانونگذار و یهودیان اورا مسیح نجات دهنده، می نامیدند.
تو ای کوروش، ای نیک آموزگار پیام آور پاک پروردگار
ستایش کنم خاک پای تو را نشستنگه جان فزای تو را
هم آرامگاهت که اندرجهان بر او سوده سر خسروان و مهان
مادر کوروش ماندانا دختر آژی دهاک پادشاه مادر و پدرش کمبوجیه اصیل زاده ای پارسی بود. پس از بزرگ شدن بر اژی دهاک که بر مردمان ستم میکرد ودستور قتل کوروش را داده بود، پیروز شد و بدون خونریزی سرزمین ماد را تسخیر کرد. کوروش مردی دانا و بزرگ منش ودر کشورداری فردی با درایت کامل بود.
کوروش یهودیان را از اسارت بیرون و به دستور او ساخت معبد مقدس آنها آغاز شد که یهودیان این کار ار معجزه ای از طرف خدا می دانند. کوروش کبیربنیاد شاهنشاهی عظیمی را گذاشت که از دریای مدیترانه درغرب تا رود سند در شرق و از دریای سیاه در شمال تا به صحرای عربستان در جنوب بود. کوروش در سال پانصد و سی پ.م. در جنگی که در شمال شرقی شاهنشاهی اش داشت جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاک کوروش کبیر را به پاسارگاد، به آرامگاهی که از یک اطاقک و شش پله درست شده بود بردند. پیکر او در یک تابوتی از سنگ آهک قرار دادند. بر روی آرامگاه او چنین نوشته شده است: ای انسان، بدان که هر که هستی و از هر کجا که بیایی، من کوروشم، کسی هستم که شاهنشاهی را برای ایرانیان و این دولت بی کران را بنیان نهادم. پس هیچ وقت به این آرامگاه و این خاکی که مرا پوشانده است رشک مبر
در این پارسگرد و در این مهد پاک بریزم همی اشک بر روی خاک
تو ای دادگر شاه پوزش پذیر به بینادلی دست ما را بگیر
همه تارو پودم پر از مهر توست جهان را نیازی بدان چهرتوست

تویی فره فر شاهنشهان که پاکیزه جانی و روشن روان
کوروش کبیر نه تنها به مردمان کاری نداشت بلکه حتا به دین و آیین آنها احترام میگذاشت و با اینکه یکتاپرست و زرتشتی بود خدایان دیگر جاها را از جمله مردوک خدای بابل را گرامی میداشت. کوروش در همه جا از خود سخاوت نشان میداد.
گزنفون درباره ای او نوشته: ” هنوز هم زیبایی خارقالعاده نیکوکاری و بخشش بی کران، دانش دوستی بی حد و آمال بلند کوروش، موضوع داستانها و ترانه های مردمان است و هرکسی آرزو دارد در شاهنشاهی او زندگی میکرد.
پندارنیک، گفتار نیک، کردار نیک کوروش در تمامی دوران ستودنیست. در این سال که سد سیوند آبگیری شد بیایید کوروش را گرامی تر داریم و قدر دان آموخته هایش به جهانیان باشیم. هرچند که ایران در روز بزرگداشتش خاموش نشسته. در دلهایتان یاد آن استوره ی انسانی را زنده نگه دارید. باشد که کوروش در اذهان و دلهای ما ایرانیان تابنده و جاودان بماند. کوروش کبیر از افتخارات ما ایرانیان بوده و هست و دیگر چنین افتخاری جهانی نصیبتان نخواهد شد زین رو این روز را خجسته دارید
روز ۲۹ اکتبر، روز کوروش بزرگ،و سالگرد صدور اولین منشور حقوق بشر، را گرامی بداریم
بیست و پنج قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چیرگی داشت، بیانیه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتیبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان» نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نیز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند.
این بیانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغای تبعیضات نژادی و ملی، آزادی انتخاب محل سکونت، الغای برده داری، آزادی دین و مذهب و تلاش برای صلح پایدار میان ملت ها تاکید کرده است. این منشور، که از سوی مردمان ایران زمین و از زبان رهبر سیاسی خود کورش بزرگ، پایه گذار اولین امپراتوری جهان به بشریت هدیه شده، در سال ۱۹۷۱ از سوی سازمان ملل متحد به عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدینسان، این افتخار به نام ایران، به عنوان مهد نخستین اعلامیه ی حقوق بشر، در تاریخ جهانی ثبت شد.
متاسفانه، آرامگاه و شهر کوروش بزرگ، که از سوی سازمان یونسکو به عنوان «مکانی مقدس» در لیست گنجینه های بشری ثبت شده، به شکل های مختلفی (عمدی و غیر عمدی) در خطر ویرانی جدی قرار داده است.کمیته بین المللی پاسارگاد، که سه سال است به وسیله ی گروه کثیری از فرهنگدوستان و علاقمندان به میراث های ملی و جهانی ایران تشکیل شده، و همواره در پی جلوگیری از این رویداد هستند .
به امید سر بلندی این دوستان در این امر بزرگ
با مهر واحترام
نوروز هم عربها گرفتند
آبان ۳م, ۱۳۸۸ by hamid
مدت مدیدی است که مشرکین مجوسی برای فریب دیگران اظهار می نمایند که نوروز عید ملی ایرانیان است و با این قول خود به مسلمین ایرانی توهین می نمایند. این قول مشرکین مجوسی بدین معناست که ملیت ایرانی باید تابع مجوسیت باشد و اسلام را رها کند و تابع دین پدران گمراه خود در قبل اسلام شود.
این ادعای مشرکین مجوسی قبل از هر چیز دلالت بر نادانی آنان دارد که فکر می کنند یک ملیت خاص باید تابع یک دین خاص نیز باشد و این نشان می دهد که جهالت مشرکین مجوسی تا اندازه ای است که هنوز فرق بین دین و ملیت را نمی دانند. احتمال دیگر در این باره که ضعیف هم نیست این است که مشرکین مجوسی با این ممزوج ساختن دین و ملیت قصد فریب و نیرنگ دارند. بدین ترتیب می توان گفت که ادعای مشرکین مجوسی از دو حال خارج نیست: یا مبین جهالت و نادانی آنهاست یا مبین مکر و حیله آنها.
ادعای عید ملی بودن نوروز مجوسی توسط عده ای دیگر نیز مطرح می شود که اسماً مسلمان هستند و رسماً تابع انحرافات مجوسی. این عده برای اینکه به خیال باطل خود بتوانند شرک مجوسی را با توحید اسلامی ممزوج سازند ادعا می کنند که نوروز عید ملی است و فطر و اضحی اعیاد دینی هستند. ادعای این مزورین نیز شباهت به همان مشرکین مجوسی دارد و یا نشان از جهالت آنها در فهم ملیت و دین دارد یا نشان از مکر و نیرنگ آنها.
اگر عید در تعالیم اسلامی یک امر غیر دینی بود دیگر در اسلام اعیادی مثل فطر و اضحی وجود نداشتند و جای آنها خالی گذاشته می شد تا مسلمین از هر ملیتی که باشند عید دلخواه خود را جشن بگیرند. در این صورت با گسترش اسلام به بلاد مختلف هر قومی عید قبل از اسلام خود را جشن می گرفت و بدین ترتیب در اسلام دهها عید وجود می داشت. در این صورت اقوام مختلف در آفریقا که مسلمان شده اند نیز هر کدام عیدی را که قبل از اسلام جشن می گرفتند برای مراسم عید خود انتخاب می کردند و حتما وقتی یک اروپایی نیز مسلمان می گردید مختار می شد که کریسمس و سایر اعیاد مسیحی را برای خود عید بگیرد.
ولی در اسلام با قرار داده شدن دو عید برای مسلمین راه بر تمام این اعیاد غیر اسلامی بسته شد. با تعیین فطر و اضحی به عنوان عید به مسلمین این گونه تفهیم شد که عید یک امر دینی است نه یک موضوع خارج از تعالیم دینی. در قرآن نیز وقتی صحبت از عید می شود جنبه دینی و شریعتی آن کاملاً مشهود است. الله در قرآن گفته است:
قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عِیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ (المائدة: ۱۱۴)
معمولاً اعیاد با یک واقعه دینی همراه هستند و در آیه فوق نزول مائده روز عید برای امت عیسی قرار داده شد. در اسلام نیز اعیاد چنین هستند و عید فطر با صیام و عید اضحی با حج در ارتباط است. پس کلام آنهایی که ادعای دو نوع عید ملی و دینی می نمایند قول خزعبلی بیش نیست.
یک ایرانی یا مسلمان است که عید او فطر و اضحی است یا مجوسی است که عید او نوروز و مهرگان است. ولی امروزه عده ای ادعای مسلمان بودن می کنند با این حال نه تنها نوروز مجوسی را برای خود عید محسوب می نمایند بلکه ارج و عظمتی بسیار بیشتر به آن می نهند و در کمال بی شرمی و تزویر ادعای اسلام ناب محمدی نیز می کنند. همانطور که می بینیم در مملکت ایران برای فطر و اضحی هر کدام یک روز تعطیل رسمی وجود دارد در حالی که برای نوروز مجوسی عملا سیزده روز تعطیلی وجود دارد. حال یک انسان عاقل پیدا شود که بگوید آیا آنان که چنین قانونی را وضع کرده اند و آنان که به این قانون عمل می کنند به اسلام نزدیکترند یا به مجوسیت؟
http://nazaratdini.maktoobblog.com/917366/
پیامبر اسلام چند زن داشته است؟
آبان ۳م, ۱۳۸۸ by hamid
به گزارش شیعه آنلاین، با مراجعه به بخش “همسران پیامبر” در برخی سایت های وابسته به وهابیت، می توان به راحتی تلاش آنان برای تخریب چهره پیامبر اکرم(ص) را احساس کرد. با جستجو کردن عبارت “قائمة بأسماء زوجات النبی” یعنی “لیست همسران پیامبر” در سایتهای جستجوگر مانند google، سایت هایی وهابی را پیدا می کنید که در آن لیستی از همسران پیامبر اکرم(ص) منتشر شده و ایشان را دارای ۱۱ همسر دائمی، ۲۶ همسر عقدی و ۱۶ نامزد نشان داده است.
قائمة بأسماء زوجات النبی:
۱- خدیجة بنت خویلد
۲- عائشة بنت أبى بکر الصدیق
۳- حفصة بنت عمر بن الخطاب
….
من عقد علیهن ولم یدخل بهن:
۱- أم شریک الأنصاریة
۲- خوله بنت الهذیل
۳- عمرة بنت یزید الکلابیة
…
من خطبهن ولم یعقد علیهن أو عرضن نفسهن أو عرضن علیه:
۱- جمرة بنت الحارث بن عوف
۲- جمرة بنت الحارث بن أبى حارثة المزنیة
۳- حبیبة بنت سهل
…
متولدین آبان تولدتان مبارک
مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ by hamidزن در اسلام
مهر ۳۰م, ۱۳۸۸ by hamid
نظر اسلام به زن
از دیدگاه اسلام، زن به عنوان یک از همه حقوق انسانی برخوردار میباشد، البته اسلام برای مرد و زن در همه موارد یک نوع حقوق و یک نوع وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است بلکه پارهای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پارهای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی که برای مرد و زن وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفته است. اما این از آن جهت نیست که زن را پستتر از مرد، یا مرد را پستتر از زن بداند، بلکه بدان جهت است که زن و مرد در جهات زیادی مشابه یکدیگر نیستند و خلقت و طبیعت آنها را یکنواخت نخواسته است و تفاوتهای غریزی و طبیعی زیادی دارند و همین جهت ایجاب میکند که از لحاظ بسیاری از حقوق و تکالیف و مجازاتها وضع مشابهی نداشته باشند.
این تفاوتها را از آن جهت بوجود آورده است تا پیوند خانوادگی میان زن و مرد را محکمتر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بریزد و حقوق و وظایف خانوادگی را میان زن و مرد تقسیم کند.
قانون خلقت، تفاوتهای زن و مرد را به منظوری شبیه منظور اختلافات میان اعضای یک بدن ایجاد کرده است. اگر قانون خلقت هر یک از چشم و گوش و دست و پا و ستون فقرات را در وضع مخصوصی قرار داده است نه از آن جهت است که نسبت به آنها نظر تبعیض داشته است و یکی را پستتر دانسته است، بلکه این تفاوتها، “تناسب” است و قانون خلقت خواسته است با این تفاوتها تناسب بیشتری میان زن و مرد که قطعاً برای زندگی مشترک آفریده شدهاند بوجود آورد.
بنابراین گرچه زن و مرد از حقوق و تکالیف و مجازاتها با یکدیگر تفاوتهایی دارند. اما این تفاوتها از طرفی لازم و ضروری است و از طرفی هیچ گونه تبعیض و برتری یکی بر دیگری را به همراه ندارد و قرآن مجید در آیات زیادی این مطلب را بیان نموده است از جمله در آیه “یَأَیهَُّا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکمُ مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثیَ..“ یعنی ای مردم ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم. از این آیه استفاده میشود که پدر و مادر (زن و مرد) در تولد انسان نقش دارند و این نقش بخاطر تفاوتهای آنان است.
یا در جای دیگر میفرماید: “أَنیِّ لَا أُضِیعُ عَمَلَ عَمِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثیَ“ یعنی: من عمل هیچ عملکنندهای از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد.
در آیه دیگر میفرماید: “مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلَا یجُْزَی إِلَّا مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَلِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثیَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئکَ یَدْخُلُونَ الجَْنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیرِْ حِسَابٍ“ یعنی هر کس بدی کند، جز بمانند آن کیفر داده نمیشود ولی هر کس کار شایستهای انجام دهد- خواه مرد یا زن- در حالی که مؤمن باشد آنها وارد بهشت میشوند و در آن روزی بیحسابی به آنها داده خواهد شد.
بنابراین اگر چه زن بعنوان یک همسر و یک مادر در بعضی موارد وظایف و تکالیف و حقوق و مجازاتهایی متفاوت با حقوق و وظایف و مجازاتهای مرد دارد اما این تفاوتها چیزی از مقام و منزلت زن کم نمیکند و چیزی هم بر مرد نمیافزاید.
از نظر اسلام زن و یا مرد بودن موجب برتری نیست بلکه ایمان و تقوا است که موجب برتری افرادی میشود “إِنَّ أَکْرَمَکمُْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَئکُمْإِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیر” یعنی گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست خداوند دانا و آگاه است!
دید علی نسبت به زن
علی (ع) نسبت به زنان(وَ قَالَ ع: الْمَرْأَةُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا)زنان همگی شر هستند واز همه بدتر اینکه چاره ای از آنان نیست”
چندین نظریه قابل طرح است که ذیلاً به بعضی از آنها اشاره میشود:
۱ـ بعضی مفهوم کلام امیر المؤمنین را به معنای معروفی گرفتهاند که نسیم شمال آن را در شعری آورده است:
زن بلا باشد به هر کاشانهای بی بلا هرگز نباشد خانهای
یعنی زن مایه زحمت است، از جهت جنسی، از جهت حفظ ناموس، از جهت حفظ امنیت و و …؛ و پر زحمتترین چیز درباره او همین است که با تمام این زحمات، همگان برای ادامه زندگی، ناچار از ازدواج هستند.
این مطلب برداشتی است از آنچه اندیشمند گرامی محمد جواد مغنیه در ج ۳ کتاب «فی ظلال نهج البلاغه» که شرح نهج البلاغه است، آورده است.
۲ـ ممکن است این حدیث را به نحو دیگری توضیح داد و آن اینکه، آری زن شر است و مردان نیز چارهای از او ندارند، ولی بدی و شر از جهت بدنی و تن خاکی زن است و در ارتباطی است که با مرد دارد؛ چه اینکه در نشئه ماده اگر از زنان هم پرسیده شود ممکن است همین نظریه را نسبت به مردان داشته باشند، یعنی بگویند: آری زن می تواند برای خودش زندگی راحتی داشته باشد ولی با ازدواج زحمات بسیاری را باید تحمل نماید، زحمت شوهرداری، زحمت مادر شدن و … که همگی از جانب مرد است؛ لکن چارهای نیست و اگر کسی بخواهد به زندگی ادامه دهد باید ازدواج کند [و مردان را تحمل نماید].
و اینچنین نیست که حدیث شریف آن قسمت دیگر را نفی کرده باشد، بلکه می توان گفت این کلامی است که حضرت با مردان و از جهت جایگاه شوهر در مقابل زن فرموده است و اگر شرائطی بود که زنان نیز گلایه یا مطالبی از مردان عرض می کردند و جا داشت، ممکن بود حضرت همین کلام را برای زنان بفرماید که الرجل شر کله و شر ما فیه انه لا بد منه.
در نتیجه این نه خصوصیتی برای زن است و نه به حقیقت زن بر میگردد بلکه حقیقت زن انسانیت اوست و ملاک ارزش آن هم تقوی الله است.
« إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ »
” گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست”
در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. و در این جهت زن و مرد فرقی ندارند .
۳ـ سومین برداشتی که میتوان از این حدیث بیان کرد، آن است که زن از این جهت که محبوب، جذاب و مورد علاقه جنسی مرد است:
“زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ اْلأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ”
محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست
از این جهت همیشه مایه گرفتاری و شرور است؛ چنانکه گفته میشود ریشه بسیاری فتنهها بنحوی به دعوا یا رقابتی بر میگردد که بر سر یک یا چند زن میباشد و همچنین روایت است که :
پیامبر فرمود:“اکثر ما تلج به امتی النار الأجوفان، البطن و الفرج”
یعنی بیشترین چیزی که امت من بوسیله آن در آتش میافتند دو شیء اجوف [توخالی] است: شکم و دامن.
و این مطلب درست مثل آن است که میگویند بسیاری از دعواها در دنیا بر سر طلا، مال و ثروت انجام میشود؛ آیا این مسئله موجب منفور شدن طلا و ثروت میشود؟
خیر؛ بلکه گرچه مال و ثروت مایه فتنههای دنیائی است ولی هیچ انسانی چارهای ندارد جز اینکه برای تأمین معاش و معاد بدنبال مال و ثروت برود.
درباره زن نیز چنین است که اگر چه زن از جهت جنسی مایه بسیاری از فتنههای دنیاست، ولی مردان نمیتوانند بکلی او را فراموش کنند و باصطلاح نیاز به زن و مسئله جنسی را به حاشیه زندگی برانند، بلکه چارهای جز متعادل کردن روابط خود با زن را ندارند، چنانکه در رابطه با مال و ثروت و نمودهای دیگر جهان نیز همین راه در برابر آنان است.
بنابر این شر بودن اینگونه ربطی به ذات و حقیقت زن ندارد، بلکه مربوط به ارتباط ناصحیح جامعه با زن است و الا حقیقت زن با حقیقت مرد یکی است.
درچه مسائلی زن باید از شوهر اطاعت کند و اطاعت زن از شوهر تا چه مرزی باید باشد؟
۱- خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر؛ مگر برای انجام واجب شرعی که انجام آن منحصر به خروج از منزل باشد و تمکین در امور جنسی و تسلیم برای هر لذّت مشروعی که شوهر او میخواهد، از حقوق شوهر هستند و لازم است زن با رعایت حقوق شوهر، او را راضی نگه دارد.
۲- زن در مسائل رعایت احکام اسلام و تقلید، تابع مرد نیست.
۳- «بر اساس مذهب شیعه همه مسلمانان اعم از زن و مرد باید از اوامر ولائی ولی فقیه اطاعت نموده و تسلیم امر و نهی او باشند، و این حکم حتی شامل فقهای عظام هم میشود، چه رسد به مقلدین آنان»بنابر این اطاعت از اوامر ولائی ولی فقیه در مواردی که شامل زنان هم میشود، بر زن واجب است، اگر چه امتثال آن امر با حقی از حقوق شوهر تغایر داشته باشد.
۴- نظر ولی فقیه در امور اجتماعی و سیاسی بر همه نظرات، در مقام عمل مقدم است، اگر چه ممکن است کسی در مقام نظر و تحلیل نظری مخالف داشته باشد (و این به خودی خود گناه و عیب نیست مگر آن که منجر به مخالفت عملی شود) و اگر شوهر شما بر خلاف این عمل میکند؛ وظیفه شما تنها، امر به معروف و نهی از منکر است.



















