Archive for شهریور, ۱۳۸۸

اسلام از شیطان آمده است!

شنبه, شهریور ۷م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

به گزارش شیعه آنلاین، این اقدام آقای کشیش، موجب خشم مسلمانان آمریکا شد و تحرکاتی را با هدف مقابله با آن آغاز کردند. نکته قابل توجه این بود که تعدادی از مسیحیان و یهودیان نیز در این تحرکات شرکت کره و تظاهراتی در مقابل کلیسا برگزار کردند و خواستار احترام ادیان به یکدیگر شدند اما مسئولان کلیسا حاضر به برداشتن تابلو نشدند.مسئولان ایالت فلوریدا با هدف جلوگیری از بی‌ثبات شدن و به خطر افتادن امنیت این ایالت، فورا دستور برداشتن تابلو را به مسئولان کلیسا ابلاغ کردند. اما به نظر می‌رسد عوامل پشت پرده نصب آن تابلوی اهانت آمیز و ضداسلامی، بر ادامه اقدامات ضداسلامی خود پافشاری دارند.در همین راستا هفته گذشته بازارهای لباس در ایالت فلوریدای آمریکا شاهد فروش تی‌شرت هایی بود که همان عبارت توهین آمیز و ضداسلامی بر روی آن چاپ شده بود.در همین حال رادیو محلی “WDBO” در ایالت فلوریدا در خبری اعلام کرد که یکی از مدارس ابتدایی شهر از ورود دانش آموزی دختر ۱۰ ساله که چنین تی شرتی بر تن داشت، ممانعت کردند. این حادثه در اولین روز افتتاح مدارس در سال جدید درسی رخ داد. پس از بررسی موضوع معلوم شد که پدر این دانش آموز نیز از کشیشان همان کلیسا است.از سوی دیگر “جکی جانسون” سخنگوی اداره آموزش و پرورش ایالت فلوریدا پس از تأیید این خبر گفت: علت ممانعت از ورود این دانش آموز به مدرسه، وجود شعاری توهین آمیز و ضداسلامی بر روی لباس وی بوده است از همین رو ما والدین او را خواسته و علت را شرح دادیم. ما به پدر این دانش آموز گفتیم که یا باید لباس وی عوض شود و یا از حضور در مدرسه منع خواهد شد. پدر دانش آموز نیز ترجیح داد با هدف پافشاری بر رفتار ضداسلامی خود، فرزندش را از مدرسه رفتن محروم کند.”جکی جانسون” طی اظهاراتی تعجب برانگیز در مورد علت این رفتار گفت: این کار موجب شادی حضرت مسیح می‌شود.

تشیع آپاندیسی بربدنی مریض به نام اسلام!

جمعه, شهریور ۶م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

تشیع آپاندیسی بربدنی مریض به نام اسلام!
شیعه دروغ و خدعه ای به عظمت یک دهم کل مسلمانان!

در بخش نخست اشاره کردم که پس از فوت محمد، سران اعراب چون فهمیده بودند و میدانستند که قیام آن حضرت کلاً جنبه ی مدنی و دنیائی داشته است و چنگ زدن به وجود «الله» و تمسک به آسمان بهترین وسیله بوده است تا اقوام عرب نواحی نجد و حجاز را به زیر یک حکومت و یک پرچم بکشد، برسر خلافت(جانشینی) محمد و رسیدن به فرمانروائی، به بحث و مجادله و مبارزه پرداختند. درآن هنگام، به ذهن هیچ یک از اعراب، مقامی به عنوان خلافت دینی و آسمانی خطور نمیکرد. زیرا همگان برطبق آیات قرآن آگاه بودند که محمد خود را خاتم النبیین معرفی کرده و به همین دلیل رسم جانشینی دراسلام به مانند سلسله پیامبران بنی اسرائیل وجود ندارد. هرچه هست جانشینی برسر حکومت و اقتداراست… ازعلی جوانترین بیکاره ی عرب، تا ابوسفیان محتشم و رئیس نامدار قبیله اموی، میدانستند که «محمد»، الله و سماوات را وسیله ای کرده است تا به مدد آن بر قبایل عرب چیره شود و به شهرت و قدرت و پادشاهی برسد. نمونه اش جنگهائی بود که با همزبانان خود میکرد و نامه هائی بود که مشهور است به پادشاهان دیگر اقلیمها می نوشت تا به دین او درآیند و مطیع و منقاد او شوند. اصحاب و یاران محمد آگاه بودند که با اعلام ختم پیغمبری در قرآن، بخش دینی و آسمانی حکومت جانشین ندارد و آنکس که به عنوان خلیفه برگزیده میشود، تنها و تنها در بخش زمینی ی حکومت جانشین محمد است.
اعراب در همان ابتدای دعوت محمد برای قبول اسلام و پیوستن به او، هدف و منظورش را دریافتند و میدانستند که او تشنه ی حکومت و قدرت است. به همین جهت بزرگان طوایف حتا عموهایش «عباس و ابولهب» که به مراتب از او برتر و نامدارتر بودند، همواره او را مسخره می کردند که برادرزاده مان دیوانه شده و از ما می خواهد مطیع او شویم و به حکومتش گردن نهیم و اطاعتش کنیم. با وجودی که سالها بود محمد با زن ثروتمند و محتشم عرب «خدیجه بنت خویلد» ازدواج کرده و دارائیهای خدیجه را صاحب شده بود، بازهم بعضی از اعراب مکه رسماً و به وضوح او را همان چوپان شترهای ابوطالب میدانستند و قبول حکومت محمد درزیر لوای دین، برایشان بسیار سنگین بود. حتا عموی بزرگش ابوطالب (پدر علی» علیرغم حمایت جانانه اش از محمد دربرابر خطرات جانی، هیچگاه آئین محمد را نپذیرفت و پاسخ دعوتهای برادرزاده را با تمسخر میداد. علت دشمنی و کینه ی کسانی مانند ابوسفیان و ابو لهب عموی محمد به همین دلیل بود که میدانستند محمد به هدف حکومت و کسب قدرت، در مقابل بتهای مورد احترام آنان، بتی جدید به نام «الله» را در ذهن خود ساخته و راه پیغمبران بنی اسرائیل را برگزیده است.
ابوسفیان ازنامدارترین سران عرب پس ازآن که در فتح مکه به زور شمشیر آئین محمد را پذیرفت و مورد بخشش قرار گرفت و سهم بزرگتری از غنائم را صاحب شد، به اعراب و حریصانی که با ولع به ربودن اموال مشغول بودند رو کرد و گفت: «بخورید و ببرید!… به همان الله تان سوگند، نه الله ی بود و نه جبرئیلی آمد. محمد می خواست سلطان شود، که شد…»
آری بامرگ محمد، قدرتطلبان و حریصان و شیفتگان پول و ثروت، هریک به دلیلی خود را شایسته حکومت و جانشین میدانستند. در این میان سر علی که ساده لوحانه خورا لایق حکومت میدید، بی کلاه ماند و کسی رغبت به او نشان نداد؛ جز چند نفر گدا گرسنه مانند «یاسر- ابوذر غفاری- بلال حبشی و یک دو تن دیگر»
از نظر شیعیان، درآن زمان تمام مسلمانان مرتد شدند و مرتد هستند، بجز این چند تن هوادار علی که پایه ی تشیع بعدی را نهادند و به شیعه ی علی معروف شدند.
اما تشیع اصلی را جعفر امام ششم شیعیان بنانهاد و برایش شریعت درست کرد.
شیعه زائده ای است مصنوعی که توسط هواداران علی و عموماً پس از مرگ علی درست شد و برای تأیید و تحکیم ادعاهای خود، بزرگترین دروغها را در کنار تاریخ دین اسلام وضع کردند تا اثبات وجود کنند. از آنجمله:

شرح واقعه این است که: قبل از ماه ذی حجه که ایام حج است، محمد لشکری را به سرکردگی «علی» به یمن فرستاده بود تا باکسانی که از اسلام برگشته و مرتد شده بودند بجنگد و در ضمن گرفتن اموالشان به نام غنیمت، جزیه و مالیات آن نواحی را نیز با خود به مکه بیاورد تا ضمن شرکت در مراسم حج، اموال بین محمد و بیکاران و خوشنشین های اطرافش تقسیم شود. اما پس از غارت اموال، اکثریّت سپاه غارتگر همراه علی، که دین و اسلامشان دردزدی و چپاول خلاصه میشد، راضی نشدند اموال به مدینه منتقل شده و تقسیم شود. آنان تمام اموال غارت شده را از آن خود میدانستند و معتقد بودند آنها جنگیده و کشته و زخمی داده اند؛ به چه دلیل از ثروتی که توسط انان غارت شده است دیگر اهالی مدینه باید بهره مند شوند. از این رو غنائم را میان خود تقسیم کردند و سهمی هم برای علی کنار گذاشتند. زمانی که علی از این واقعه خبردار شد، به محافظان و خود دستور داد به زور و حتا کشتن چند نفر از اعضای سپاه، اموال را از آنان بازستانند.
این عمل سبب شد که کینه ی علی در دل بیشتر همراهان و سپاه به وجود آید به طوری که درخفا تصمیم به کشتن علی گرفتند و مترصد بودند تا فرصتی پیش آید و علی را بکشند. خبر این تصمیم پنهانی، به گوش محمد رسید و از جان پسر عمو و دامادش بیمناک شد. به طوری که درهمان میان راه برگشت به مدینه، مجبور شد. مردم را جمع کرده و برایشان سخنرانی کند. در این سخنان، محمد به مردم گفت، «علی از من است و خون او خون من است(چون پسر عمو و از یک طایفه بودند) پس هر کس که مرا دوست دارد، باید علی را هم دوست داشته باشد. خدایا دوست بدار کسی که علی را دوست دارد و دشمن بدار آنکس که علی را دشمن میدارد…» به این ترتیب مانع کشتن علی به دست حریصان غنیمت شد. همین و همین و این تمام مسئله ی غدیر است؛ و موضوع چنان کوچک و کم اهمیّت که حتا درهیچ یک از خطبه ها و سخنانش که در نهج البلاغه جمع است، خود علی به آن اشاره ای ندارد… حتا علی در نامه ای به معاویه می نویسد:«همان مردمی که باابوبکر و عمر بیعت کردند، به من هم بیعت کرده اند و شما باید اطاعت کنید…» او نی گوید محمد و خدا مرا به جانشینی برگزیدند. اما آخوندهای شیعه براین واقعه مهر خلافت و امامت علی زده اند و با دروغ و خدعه، علی را نه تنها خلیفه ی نخست محمد بلکه امام تعین شده از سوی خدا میدانند. امام، یعنی پدیده ای که دردین اسلام نبوده و نیست و بدعتی است که گروه رافضی بنانهاده اند.

این نوع ابداعات به نام تشیّع، در دینی که خود پایه و مایه اش خرافات و جهالت است، بار خرافات دین اسلام را چند برابر کرده است.
به این دلایل و دیگر براهینی که شرحش سبب درازای کلام میشود، مذهب شیعه، که انشعابی ساختگی و بدعتی دروغین درشریعت و سلطنت محمد براعراب است، سبب شده است تا عامه ی مسلمانان، شیعیان را رافضی یعنی ترک کننده ی دین و بالاتر از آن کافر بدانند.دکتر مهرآسا ۱- شیعه می گوید که محمد پس از مراسم حج الوداع در برگشتن از مکه به مدینه، در بین راه در محلی به نام «غدیر خم» به کاروان همراه دستور میدهد که توقف کنند وآنگاه بر روی سکوئی که از کوهان شتران برایش درست میکنند میرود و خطاب به همراهان در ضمن سخنانی «علی» را به جانشینی تعیین کرد…این ادعا دروغی است بزرگ و چنان بی شرمانه که مسلمانان سنی (غیر شیعه) که ۹۰% پیروان محمد را تشکیل میدهند، شیعیان را کافر و مفتری میدانند و عقیده دارند که به محمد افترا بسته اند. زیرا تاریخ از واقعه ی غدیر خم به نحوی دیگر سخن میگوید. ۲- اصول دین اسلام عبارت است از« توحید- نبوت- معاد» که در کتاب تألیف محمد به نام قرآن، به آن اشاره شده است. اما شیعیان دو اصل دیگر را جعل کرده و به آن افزوده اند؛ به نام«عدل -امامت» صفت عدل مانند دیگر صفاتی که مسلمانان برای الله قائلند، در مذهب شیعه یک اصل شده است تا امامت و خلافت علی را توجیه کند و بگویند که خدا چون عادل است، فهیمیده است چه کسی را جانشین محمد کند! امامت یک وصله ی ناجور و یک زائده ای است که گروه هواداران علی درست کرده اند تا برخلاف آیه ی خاتم النبییین، پیامبری محمد را ادامه دهند. بحث امامت چنان یاوه و بی ریشه است و چنان دور از خرد و استدلال است که تن به مسخره و شعبده میزند. شیعه معتقد است که امامان نیز مانند محمد از طرف الله تعیین شده اند و همین تعیین مقام آسمانی برای علی و یازده نسلش، یعنی تداوم رسالت و مغایرت با گفته ی قرآن که محمد را آخرین پیامبر معرفی کرده است. البته شریعت شیعه براین دوازده نفر نام رسول و پیغمبر نمیگذارد، بلکه با فریب و ریا، آنان را امام خطاب میکند که معنای پیشوا دارد؛ ولی همان مختصات رسول از قبیل وحی و حدیث گوئی و معصومیّت را برایشان قائل است. شیعیان کذاب در این بیراهه چنان با بلاهت سرگردان رفته اند که برای حسن عسکری امام یازدهمشان که ابتر و بی نسل بود؛ پسری دروغین ساخته و به نام امام دوازدهم و غائب، او را درون چاهی چپانده اند و بیش از دوازده قرن است اورا در این چاه محبوس و در مدفوع خود غرق کرده اند. ۳- آوردن جمله:«علی ولی الله» در تشهد و اذان و به هنگام نماز، از دیدگاه اسلام بدعتی است کفرگونه که حتا در میان شیعیان نخستین مرسوم نبوده و از اختراعات و دستورهای شاه اسماعیل صفوی دائم الخمر بوده است. ۴- مراسم عزاداری در روز عاشورای ماه محرم، شامل سینه زنی، زنجیر کوبی، قمه زدن بر سر و صورت خود و اطفال کم سن و سال، آنهم درمیان معابر و درملاء عام تداومش در دیگر ایام سال، جز نمایش توحش، و اثبات بلاهت چه نامدارد؟!

http://bidary1.blogfa.com/


شیعه! مذهبی دروغین

جمعه, شهریور ۶م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

شیعه! مذهبی دروغین و بدعتی در اسلام و به شدت خرافی تر از اسلام!

از دکتر مهرآسا

دینها و آئینهائی که در برهه هائی از تاریخ توسط جاهطلبان و شیفتگان قدرت با عنوان پیغمبر یا رسول تدوین و ابداع شده اند، در نفس امر، چیزی جز حکومت کردن رسولان و مقید کردن پیروان نبوده است. از ابتدای پیدایش ادیان تاکنون، تنها ارمغان چشمگیر این محصولات خیال و توهم، ایجاد خشونت، کینه، نفاق و دشمنی میان مردم و سرانجام جنگ و خونریزی بوده است. دین، میوه ی پندار و خیال چند نفر قدرتطلب و شیفته شهرت درزمانهای گوناگون تاریخ تمدن بشر بوده است که میخ استحکامشان را به آسمانها وصل کرده اند. سودآوری و نتایج مثبتی که این ابداعات برای رسولان مدعی داشته است، وسوسه ی شهرت و قدرت را در بسیار کسان دیگر اعم ازمستعد و بی مایه برانگیخته و آنان را به گام نهادن درچنین راهی تحریک کرده است. پیروزی، حشمت و جاه و جلال رسولان و پیغمبران موفق، افرادی دیگر را که درخود استعداهائی را سراغ داشتند، چه آن زمان و چه بعدها، ترغیب و تشویق کرده است تا دراین بازار پررونق وارد شوند و به تجارت خداشناسی پردازند و متاع دین و پیغمبربازی را بیش ازپیش عرضه کنند.

این که درمیان مسلمانان به عدد ۱۲۴هزار پیغمبر مرتب اشاره می شود، به این دلیل است که داعیان این شغل پردرآمد و درعین حال شهرت برانگیز، کم نبوده اند؛ و اتفاقاً تاریخ به نامهای بسیاری اشاره دارد که به گونه ای خود را وابسته به سماوات دانسته و ادعای رهبری در دنیا و آخرت داشته اند و کاری از پیش نبرده اند. رقم ۱۲۴هزارهرچند بار فراوانی ازدروغ و اغراق همراه دارد و جمع پیغمبران نام برده در تورات و انجیل و قرآن حتا به عدد ۲۴ تن نیز نمیرسد، اما رقم گزافۀ ذکرشده، فزون بررنگ و بوی طعن و مسخره اش، حکایت از ازدیاد شیفتگان این شغل پردرآمد دارد.

درتاریخ طبری جلد سوم صفحۀ ۳۲۲ دروقایع روزهای آخر زندگی محمد می خوانیم:«پس پیغمبر را خبردادند که به زمین یمن مردی بیروم آمد نامش اسود و دعوی پیغمبری همی کند. و به زمین تازیان اندر مردی بیرون آمده است از بنی اسد نام او طُلیحه و مردمان بسیار از یمن و از تازیان براسود و بر طلیحه گردآمدند و بدیشان بگرویدند… و پیغمبر خود آگاهی از مسیلمه داشت…»

می بینیم که دست به نقد آوازه ی سه پیغمبر جدید به گوش محمد رسیده و متوجه شده است که رندانی دیگر هم هستند که پی به حقه برده و مانند او عاشق قدرت و شهرتند.

مسخره تر از دینهای قوام گرفته و به ثبت رسیده و یا محو شده درگذر زمان، شاخه هائی است که از آنها روئیده و نشو و نما یافته و گاه از خود پایه و ساقه، ماندگارتر بوده اند. به این معنی که دین اصلی چه پایدار بود و چه محو میشد، شاخه ها و شعبه های سربرآورده از همین دین رشدمی کرد و دوام می آورد و به دکانی جدید تبدیل میشد. آخرین نمونۀ آن «دین بهائی» است که شاخه ی بابیگری بود و در حالیکه بابیگری برافتاد و امروز پیروان باب بسیار نادرند، بهائیّت لنگان لنگان به راه افتاد و بالاخره بعد از یک و نیم سده، با گذشت زمان و زاد و ولد، چند میلیون پیرو دست و پا کرده است.

دین یهود، دین عیسا و دین اسلام در درازای تاریخ هریک ده ها شعبه و زائده از خود بیرون داده و برجای گذاشته اند؛ که حافظ بزرگوار در قرن هشتم هجری از آن با نام جنگ هفتاد و دو ملت یاد میکند؛ و اکنون رقمی به مراتب بالاتر است.

یکی از شاخه های دین اسلام، تشیع و یا «شیعه» است که هرچند بنیادش به زمان مرگ بنیانگذار اسلام «محمد ابن عبدالله» مربوط میشود، اما رسمیّت و نسج و نمایش درقرن دوم هجری و در زمان عباسیان اتفاق افتاد و توسط «جعفر ابن محمد » که امام ششم شیعیان دوازده امامی است، فقه و شریعتش نوشته شد.

چگونگی پیدایش.

به هنگام وفات محمد تمام یاران، صحابه و اقوام میدانستند که او کسی را به جانشینی برنگزیده است. زیرا تعیین جانشین درحالیکه او خود را آخرین پیغمبر معرفی کرده بود؛ و همچنین با وجود حکومت مطلق بر سرزمین نجد و حجاز ادعای سلطنت نداشت، نقص غرض بود و مخالف آیه های قرآن رقم می خورد. بنابراین، نه قرآن و آیه خاتم النبییین به او اجازه میداد همانند پیغمبران بنی اسرائیل کسی را به عنوان جانشین پیامبر تعیین کند، و نه قادر بود به نام حاکم، خلیفه معرفی نماید. زیرا او ادعای پیغمبری داشت نه حکومت! به این جهت چند نفر از اعراب جاهطلب از سران قبیله ها که میدانستند نبوّت محمد بهانه و لفافه ای بود برای حکومت کردن؛ و آن حضرت دستکم در ۱۱سال آخر عمرش رسماً فرمانروا بود و همچون تمام فرمانروایان آن زمان، جنگید و غارت کرد، به هوس جانشینی افتادند. انصار، درسقیفۀ بنی ساعده گردآمدند تا با «سعد ابن عباده» بیعت نمایند. مهاجران به دور «ابوبکر و عمر و ابن الجراح و ابوعبیده و..» جمع شده بودند و معتقد بودند که خلیفه ی حاکم باید در بین مهاجران باشد. به این ترتیب در بینشان مجادله پیش آمد و مهاجران رأی انصار را قبول نداشتند. آنگاه از سوی برخی از انصار پیشنهاد شد که هریک از دودسته برای خود امیری برگزیند. مهاجران این کار را نپذیرفتند. سرانجام،«عمر» دست ابوبکر را گرفت و به او بیعت کرد و او خلیفه شد.

لازم به یادآوری است که محمد به هنگام ناخوشی، و چند روز پیش ازمرگش که در اثر ضعف و بیماری توان رفتن به مسجد را نداشت، به «ابوبکر» دستورداد به مسجد برود و پیشنماز مسلمانان شود. این اشاره را اطرافیان به توجه آن حضرت به ابوبکر توجیه کردند؛ زیرا تا آن زمان پیشنماز مسلمانان خود محمد بود. ابوبکر از یک سو یار غار محمد محسوب میشد و همراه او از مکه به مدینه گریخته بود، و از سوی دیگر پدر زیباترین زن محمد و سوگولی حرمش بود. در نتیجه، پس از مرگش به اشاره «عمر» که از بزرگان قریش بود، ابوبکر خلیفه ی بخش سیاسی و حکومتی رسول الله شد تا به کشورداری و حکومت بپردازد. البته درهمین زمان، «علی» داماد و پسرعم آن حضرت که خونها برای پایداری حکومت اسلام ریخته بود و همواره از شمشیرش خون می چکید، خود را سزاوار این شغل می دانست و همراه با چند نفر از منسوبان و یاران، با خلافت ابوبکر مخالفت کرد. اما چون تعیین جانشین برروی بیعت یا رأیگیری انجام میشد، اندک هواداران علی، ره به جائی نبردند.

علی که همچنان تنها و در کنار مانده بود، پس از مدتی به جبر یا اختیار، با ابوبکر بیعت کرد؛ و در زمان خلافت عمر خزانه داری خلیفه را نیز به عهده گرفت. علی همچنین دخترش ام الکولثوم را که ۱۲ سال داشت، به عقد عمر درآورد و به این ترتیب «عمر» داماد علی شد که پدرزن، هفده سال از داماد جوانتر بود. علی تنها پس از کشتن عثمان بود که در جوّ انقلابی قتل عثمان و زمینه ی قحط الرجال توانست زمام امور مسلمانان را به عنوان خلیفه چهارم به دست بگیرد؛ که تاریخ اسلام از بی کفایتی و عدم لیاقت او سخنها دارد.

متاسفانه هراندازه ابوبکر و عمر سیاستمدار و مدیر و مدبر بودند، علی از فن سیاست و زمامداری و جامعه شناسی، به کل بی بهره بود. یک جنگجوی خشن، با اندامی کوتاه و بازوانی پر قدرت؛ اما فاقد هوشمندی و مدارا و تدبیر. برعکس، علاج هر معضل را در برق شمشیر میدید و حل مشکلات را تنها در کشتار و خونریزی میجست. علت عدم اقبال مردم به علی در روزهای پس از فوت پیغمبر اسلام به این دلیل بود که علی از هر خانوادۀ عرب یکی را با دستان خود کشته بود و بیشتر اعراب از او متنفر بودند. تمام فضیلت و مهارت علی بر تیغه ی شمشیر تکیه داشت. به همین جهت، در تمام چهار سال و چند ماه خلافت، کارش ایجاد کینه و چند دستگی در میان اقوام عرب و جنگیدن با مسلمانان مخالفش بود؛ و پیوسته با مسلمانان می جنگید. در زمان خلافتش یک وجب به اقلیم امپراتوری اسلام افزوده نشد.

جنگ مهمش با لشکریان طلحه و زبیر ازصحابه ی پیامبر و به فرماندهی «عایشه» همسر سوگلی محمد به جنگ جمل مشهوراست که طلحه و زبیر کشته شدند. جنگ بزرگ و طولانی اش با سپاه معاویه – مدعی خلافت- است که پس از کشته شدن هزاران مسلمان از دو طرف، با حکمیت پایان یافت و علی در این حکمیّت شکست خورد و خلافت را به معاویّه باخت. به این علت، گروهی فراوان از لشکریانش به این بهانه که علی از اسلام برگشته و تن به حکمیّت داده است، او را رهاکرده و گروه خوارج را به وجودآوردند و دشمن خونی علی شدند و حتا با او جنگیدند؛ ولی سرانجام شکست خوردند…

پس از این شکست، سه نفر از خوارج تصمیم گرفتند که در یک موقع معین سه شخصیّت مهم عرب« علی- معاویّه – عمرو عاص» را بکشند. خوارج این سه شخصیّت را مسبب برادر کشی و نفاق بین مسلمانان میدانستند. دو نفر از آن سه تنی که تصمصیم به ترور گرفتند، موفق نشدند؛ زیرا در شب موعود، معاویه در جایگاه همیشگی اش نخفته بود؛ و مأمور کشتن عمرو عاص نیز نتوانست به موقع برسد. در این میان تنها «عبدالرحمان ابن ملجم» بود که موفق شد شمشیر یمانی و زهرآگینش را در محراب مسجد بر فرق علی بکوبد و او را بکشد.

بنابراین، علی که شیعیان این همه برایش کرامات و خرق عادت می بافند و او را آگاه به اسرار و رموز غیب و آفرینش می دانند، نه آگاه از دسیسه و حمله ی قاتلش بود؛ و نه توانست مانع حمله شود، و نه توانست زخم شمشیر را مداوا کند. اما بدبختانه، پیروانش قرنهاست از مرده ی علی و مقبره ی علی، طلب شفا و دفع بلا و فنای دشمن میکنند. این نوع نگرش، چیزی نیست مگر «بلاهت ذاتی» که در غالب گرفتاران دین و آلودگان به مسائل لاهوت به ویژه شیعیان به وفور وجود دارد.

بیان این مختصر تاریخچه جهت رسیدن به مقصود و توصیف شیعیگری است.

این بحث ادامه خواهد داشت.

http://bidary1.blogfa.com/

خبرهای در باره شیعه

پنجشنبه, شهریور ۵م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از ابنا، شیخ عبدالمحسن عبیکان از مفتیان وهابی و مقامات بلندپایه وزارت دادگستری عربستان در فتوایی که در روزنامه “الخلیج” چاپ عربستان منتشر شد، فتوای عدم وجوب روزه برای مناطقی که قطعی مکرر برق دارند را صادر کرد.

وی دلیل این فتوا را مشقت‏بار بودن روزه برای ساکنان این مناطق و گرمی بیش از حد هوا در روزهای تابستان ذکر کرده است.

عبیکان توضیح نداد که آیا مسلمانان صدر اسلام هم  می توانستند با مشقت بار توصیف کردن روزه، از زیر بار انجام این فریضه الهی شانه خالی کنند یا نه؟

گفتنی است هفته گذشته تعدادی از ساکنان مناطق حائل و القصیم که به صورت مکرر برق در این مناطق قطع می‏شود، درباره وجوب یا عدم وجوب روزه از عبیکان استفتا کرده بودند.

لازم به ذکر است این مفتی وهابی چندی پیش نیز قربانیان آنفلوانزای خوکی را شهید عنوان کرده بود.

به گزارش ایسنا، بی‌بی‌سی در خبری که در زمینه ساخت این روبات منتشر کرده،

ابتدا از ابن‌سینا به‌عنوان دانشمندی عرب! یاد کرده و مدتی بعد با عقب‌نشینی از این اشتباه،

ابن‌سینا را دانشمندی اسلامی(Islamicscholar) عنوان کرده است.

بی‌بی‌سی پیش از این نیز همسویی خود را با این قبیل اقدامات جاعلانه در پوشش خبرهای

علمی نشان داده بود که بسیار تعجب برانگیز است.

البته بخش عربی این شبکه‌ در همراهی با شیوخ عرب حق را تمام کرده و

چند ماه پیش با ارائه‌ مقاله‌ای از یک محقق عرب در زمینه

«رنگ درمانی و تاثیرات رنگ در زندگی بشر»، از ابن‌سینا،

دانشمند مشهور ایرانی به‌عنوان یک «دانشمند عرب» یاد کرده!

این در حالی است که تا کنون برخورد جدی و دیپلماتیکی از سوی مسئولان

مربوطه در این باره انجام نشده و صدا و سیما هم

با بی‌توجهی تمام در برابر این مساله سکوت کرده است.

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از جهان، قرن‌هاست که زائران برای دیدن رهبر مقدس اسپانیا به معبد مقدس کاتولیک روم می‌آیند اما امسال به‌خاطر شیوع آنفلوانزا حتی استفاده از غسل تعمید هم ممنوع شده است.

آنفلوانزای خوکی تا به‌حال ۱۲ نفر را در اسپانیا کشته و به‌سرعت هم در حال گسترش است و در هفته ۱۰‌هزار نفر را به‌کام مرگ می‌کشاند.

یک کاتولیک ۶۷ ساله به یکی از خبرگزاری‌های اسپانیا می‌گوید: اگر شما با آنفلوانزای خوکی جان‌تان را از دست بدهید «جیمز مقدس» شما را به بهشت می‌برد. جیمز مقدس یکی از قدیسان مردمی کاتولیک اسپانیاست.

به گزارش شیعه آنلاین، این فتوای عجیب “محمد سید طنطاوی” جنجالی جدید در مصر به وجود آورده و خشم علمای دینی و بسیاری از مسلمانان این کشور را به شدت برانگیخته است. این فتوا چهارشنبه گذشته در دیدار رئیس دانشگاه الأزهر با تعدادی از اعضای “سازمان دفاع از حقوق بشر مصر” صادر شد.

در همین راستا روزنامه “المصری الیوم” و پایگاه خبری “اخبار مصر” وابسته به سازمان صدا و سیمای کشور مصر به نقل از “محمد سید طنطاوی” در این باره نوشتند: شریعت اسلامی مسلمان را از ساخت کلیسا منع نمی‌کند، بنابراین او اختیار مال و اموالش را دارد و هرگونه که مایل است می‌تواند آن را خرج کند. ممکن است یک فرد مسلمان با این کار همکاری و تعاون با برادر مسیحی! خود بیابد و حتی ممکن است در این صورت شاهد آن باشیم که مسیحیان نیز برای ساخت مسجد پول و تبرعات بدهند.

در حالیکه صدور این فتوا توسط  “محمد سید طنطاوی” چند روز پیش اعلام شده بود، اما دارالإفتاء دانشگاه الأزهر که با واکنش و خشم شدید مسلمانان مواجه شده است، با هدف آرام کردن فضا با صدور بیانیه‌ای رسمی، صدور چنین فتوایی توسط رئیس دانشگاه الأزهر را تکذیب کرد. در بیانیه دارالإفتاء دانشگاه الأزهر، مصرف شدن پول و تبرعات مسلمانان برای ساخت کلیسا “معصیت” دانسته شده است.

در واکنش به تکذیب دارالأفتاء دانشگاه الأزهر، “محمد سید طنطاوی” گفت: تکذیب این فتوا خبری درست نیست. اگر هم تکذیب شده باشد، باید امضا کنندگان آن بیانیه مشخص شوند تا پاسخگو باشند. بنابراین در حال حاضر بیانیه دارالإفتاء قابل اجرا نیست. مطمئنا امضای مفتی اعظم مصر نیز در این بیانیه وجود ندارد از همین رو به هیچ وجه قابل قبول نیست.


افرادی که مورد لواط قرار گرفته اند

پنجشنبه, شهریور ۵م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

افرادی که مورد لواط قرار گرفته اند با مدارک زیر جهت توبه به نزدیکترین واحد بسیج و سپاه محل سکونت مراجعه کنند:

۱) اصل شناسنامه

۲) عکس برقی ۳x۴ از کون

۲) گواهی کون از واحد درمانی محل

۳) معرفی‌ ۴ شاهد مرد که شهادت دهند این فرد قبلا موردی از کون خود نداشته

۴) گواهی از مدیر مدرسه در طول دورن تحصیل که این فرد مورد کونی نداشته

۵) گواهی عدم سؤ پیشینه

۶) تائید از روانپزشک مبنی با اینکه نامبرده در موقع شکنجه و ترس دچار انگیزه‌های سکسی و جنسی‌ نمی‌شود و خود ارضایی با اجسام خارجی‌ نمیکند

۷) چناچه دخول کمتر از ۵ cm بود و نامبرده از ارضا جنسی‌ لوات گر هم بی‌ اطلاع است، لطفا به بازداشتگاه مورد شکایت شده مجددا مراجعه کنید و بعد از تکمیل مدارک لازم و کافی‌ و بزرگ مجددا مراجعه کنید

۸) چنانچه لوات کننده تبعه انگلیس یا کارمند سفارت انگلیس باشد تقاضا میشود بعد از اعترافات و پر کردن فرم‌های الف و جیم جهت دریافت بلیط رفت و برگشت به سوریه و زیارت به دفتر مهرورزی جناب رئیس جمهور آقای دکتر ا.ن. مراجعه کنند

مخالفت با تجاوز و دخول مقعدی سربازان امام زمان اقدام علیه امنیت ملی‌ محسوب میشود. از آنجا که رئیس جمهور آقا دکتر ا.ن از طرف رهبره عظیم الشأن آخوند خامنی ای برگزیده شده است، و رهبر هم توسط فقهای فقیه یاب به جانشینی در زمین از طرف امام زمان برگزیده شده است، و امام زمان هم به خداوند وصل است، هرگونه عملی‌ که از جانب این برادران لوات گر اعمال میشود خواست خداوند بخشند و مهربان است. مخالفت با این برادران ,محاربه است و مجازات اعدام دارد.

نماز بخوانید تا به سرطان دچار نشوید

دوشنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

براساس تعدادی از پژوهش‌های علمی انجام شده در مرکز پژوهش‌های ملی قاهره، خواندن نماز صبح در زمان مقرر

خود، موجب فعال شدن کار سلول‌های بدن و جلوگیری از ابتلاء به ورم‌های سرطانی می‌شود.

به گزارش ایسنا، دکتر سعید شلبی از اساتید این مرکز گفت: پژوهش‌ها موید این مطلب است که خواندن نماز صبح در

زمان خود، به جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های قلبی و هم‌چنین تنظیم کار هرمون‌های بدن و گردش خون کمک می‌کند.

وی افزود: بر اساس این پژوهش در زمان ادای نماز صبح، تمامی اعضای بدن در اوج فعالیت‌هایشان قرار دارند. به

گونه‌ای که ترشح هرمون‌ها به ویژه آدرنالین که ترشح آن در ساعت ۵ صبح شروع می‌شود، افزایش می‌یابد و به

فعال شدن تمامی اعضای بدن و جلوگیری از ورم‌های سرطانی کمک می‌کند.

هم‌چنین هوای پاک صبحگاهی دارای مقادیر زیادی اکسیژن است که موجب فعالیت قلب، کاهش انقباضات رگ‌های

خونی، تنظیم کار هرمون‌ها و بهبود فعالیت حافظه می‌شود.

خامنه ای شد امام زمان

دوشنبه, مرداد ۲۶م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

تاکید نماینده خامنه ای بر زمینه سازی برای ظهور امام زمان

علی سعیدی نماینده خامنه ای درسپاه پاسداران روز یکشنبه ۱۶ – ۸ – ۲۰۰۹ گفت فرمان ولی فقیه مانند فرمان امام زمان است.

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، سعیدی گفت: ” نیروهای مسلح تحت فرمان ولی فقیه هستند وچون ولی فقیه نائب امام زمان است، درحقیقت فرمان او فرمان امام زمان است.”

او افزود : ” سپاه پاسداران درکنار دیگر نیروهای مسلح حافظ حاکمیت دینی وآرمان‌های نظام است تا بستر لازم برای ظهورامام زمان را فراهم نماید.”

سعیدی با اشاره به حوادث اخیر در ایران اظهار کرد : ” انقلاب‌ها معمولاً با تهدیدات زیادی مواجه می‌شوند وانقلاب اسلامی ایران هم با تهدیدات سخت وجنگ نظامی ،تهدیدات نیمه سخت یعنی بحران‌ها ومسائل امنیتی وتهدیدات نـرم مثل تهاجم فرهنگی مواجه شده که این تهاجم بـازگشت همـان عناصرتحول ناپذیرفته به حاکمیت بود که هیچ سنخیتی با آرمان‌های انقلاب نداشته و زمینه استحاله انقلاب را فراهم کردند.”

نماینده خامنه ای درسپاه پاسدارن همچنین برضرورت ایجاد تغییردر کشورهای همسایه ایران تاکید کرد وگفت : ” باید ملت‌های مسلمان در کشورهای مجاورایران یعنی ترکیه ،عراق ،لبنان ،افغانستان وپاکستان هم با همه وجود متحول وآماده شوند؛ چراکه این چند کشور درکنار جمهوری اسلامی درحقیقت مرکزپشتیبانی ازانقلاب جهانی حضرت مهدی … به شمارمی ‌روند.”

سعیدی در پایان گفت: ” تا رسیدن به آن زمان فاصله زیادی داریم و در این راه باید با کمک نیروهای فرهیخته ،آمادگی برپایه دو عنصر شناخت زمینه‌های آمادگی برای ظهور وهمچنین آمادگی رفع موانعی همچون آمریکا ورژیم صهیونیستی را ارتقاء بخشیم البته امروز عنصرآمادگی برای مقابله با آمریکا ورژیم مجعول صهیونیستی در بسیاری ازملت‌ها پدید آمده و این تحولات بویژه درمنطقه خاورمیانه با گذشته قابل مقایسه نیست.”

خر در چمن

یکشنبه, مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

وطن امروز اسیر دوسه تن بی وطن است -

انهدام وطن از نکبت این چند تن است

این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه -

این یکی مرده خور و آن دگری گور کن است

این یکی پیشنماز چمن دانشگاه -

واقعا ، قصه او، قصه خر درچمن است

بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه -

حالیا، وقت نواخوانی زاغ و زغن است

روزگاری که وطن غصب کفن دزدان است -

عجب این نیست، اگر مرده ما بی کفن است

عطش قاضی اسلام بنازم، که چنین -

تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است

مذهب قاضی اسلام اگر بی وطنی است -

سجده بر خاک وطن، مذهب و آئین من است

ازحجتیه تا تجاوز جنسی، از ندا تا ترانه

یکشنبه, مرداد ۲۵م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

انجمن حجتیه، انجمنی که با هدف مبارزه با فرقه بهائیت آغاز شد، با عقیده به اینکه تشکیل حکومت اسلامی فقط با حضور امام زمان شیعیان ( با خروج از چاه جمکران!) صورت میپذیرد و دنیا را باید آنچنان ظلم فرا گیرد که دعای ظهور همه مردم  به عرش! رسیده، خداوند هم دستور ظهور! را جاری سازد تا آرمان شهر، آنهم فقط با ۳۱۳ نفر یک شبه اتفاق بیفتد. این انجمن در سال ۶۲ با اشاره خمینی به ظاهر منحل شد ( بطور زیرزمینی فعالیت میکرد) چون وی  معتقد به تشکیل حکومت اسلامی در زمان خویش بود واین انجمن با به قدرت رسیدن وی در تضاد بود.اما پس از مرگ وی، این تشکیلات دوباره شروع به فعالیت کرد، از اعضای قدیم ، خامنه ای قاتل ، مصباح یزدی جانی  ، احمدی نژاد تیر خلاص زن  و یزدی فاسد ( عضوشورای نگهبان و رئیس قوه قضائیه سابق کهدر زمان وی  چه بی گناهانی بر طناب بی رحمی و تحجر آویخته گردیدند) میتوان نامبرد. هر چند  خامنه ای جلاد پس از به قدرت رسیدن تا حدی از آنها دور شد ( حجتیه معتقد به ولایت مطلقه فقیه نیست و فقط اصل ولایت فقیه را قبول دارد) ولی در درون موافق است و  به همین جهت در نماز جمعه اعلام کرد که نظراتش به احمدی نژاد نزدیکتر است تا هاشمی.

چنانچه خوشبینانه به این طرزتفکر بنگریم و با شناختی که همگان از طرز تفکر مصباح یزدی دارید، بخوبی میتوانیم درک نماییم که چرا احمدی نژاد این مجنون تمام و کمال و طرفداران بدتر از وی، اینگونه جامعه را بسوی هرج و مرج پیش میبرند، ازایجاد سونامی اقتصادی و کودتای رأی گیری، تا شکنجه و تجاوز  و اعدامهای روزانه ، بی اعتباری ایران در سطح بین الملل و اصرار بر تولید سلاح اتمی ، همگی ناشی از دیدگاه خانمان سوز، ضد ایرانی وضد بشری این جانیان بالفطره است و در این راه از هیچ جنایتی روی گردان نیستند.

اما با نگاهی واقعگرایانه و با توجه به تاریخ ننگین و پر از جنایت این رژیم و حتی خود اسلام درمیابیم که، اساس این حکومت و دین بر پایه جنگ و تجاوز است، از ازدواج محمد با عایشه ۶ وبه روایتی ۸ ساله گرفته، تا مجاز بودن تعدد همسران برای مردان، تجاوز به دختران و پسران ( حتی درابتدای دوره طلبگی) و همخوابگی اجباری، یک شب قبل از اجرای حکم اعدام، شکنجه مردان ،زنان و کودکان، ترور افراد چه در داخل و چه درخارج، اعدامهای گروهی ، قتلهای زنجیره ای و هزاران جنایت دیگر جملگی ، دلیلی محکم بر ضد بشری بودن این حکومت و دین مبتنی بر آن میباشد.

شاید امروز گوشها، شنوایی خود را در مملکت باز یافته اند، شاید امروز جرأت بازگویی در بین اقشار جامعه،تحت تأثیر تحولات اخیر، بوجود آمده است، ولی این درد، این فاجعه، این طاعون، از بدو تشکیل این نظام وجود داشته است، این چنین ۳۰سال است که تار مینوازند، امروز بر گوش نشسته است، زخمی بسیار کهنه بر اعماق وجود همه آزادیخواهان، قوم کُرد و بلوچ و آذری و فارس و درهمه زمانها بخصوص در بین سالهای ۶۰-۶۷ و زمان جنبش دانشجویی ۷۸میباشد ،که با نامه امثال کروبی و موسوی که زمانی خود شرکای این اعمال ضد بشری بودند، این زخم جانکاه التیام نمیابد، همین جانیان اگر به قدرت میرسیدند حتی به روی مبارک نمی آوردند، بلکه اینان هم منکر به خون غلتیده شدن عزیزان وطن میشدند؛ حتی با تغییر این رژیم، درد از دست دادن عزیزانی همچون بختیارها ،قاسملوها، شرفکندی ها، فروهرها، فرخزادها و غنچه گانی تازه پرپر شده همچون ندا و ترانه، سهراب و محسن  کاهش نمیابد، اما این هزینه ای است که همگان به نوعی باید بپردازیم، برای فردایی بهتر و دستیابی به حکومتی بر مبنای خواست مردم.

باید اضافه کرد، این رژیم نه از کشتن و شکنجه، نه از تجاوز و خشونت، رویگردان است، همچون گرگانی گرسنه به خودی های خود رحمی ندارند، وای بر احوال مردم عادی، پس تنها یک راه باقیست، سرنگونی این رژیم به هرشکل و وجهی، از اعتراضات هماهنگ تا مبارزه مسلحانه، همه و همه باید در راه براندازی و حذف این لکه ننگ در تاریخ ایران زمین بکار گرفته شود. به امید آنروز.

احمد گوهری برحقی

ماست مالی کردن چاه جمکران

شنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۸۸

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

قضیه چاه جمکران چیست و آیا خرافه است؟ در ابتدا باید گفت که این که امام زمان (عج) به طور مستقیم امر به کندن چنین چاهی و انداختن عریضه در آن توسط مردم کرده باشند، صحت ندارد. اما واقعیت مساله چیست؟ این در حقیقت یک عمل نمادین است که در آن انسان مانند آن چه را که با یک دوست انجام می دهد، با امام زمان (عج) خود انجام می‌دهد. همه ما می‌دانیم که علم خداوند بر همه چیز احاطه دارد و از همه چیز ما با خبر است. با این حال، چرا هنگامی که می‌خواهیم حاجت خود را بگیریم، آن را در درگاه الهی به زبان می‌آوریم؟! آیا این مساله جز این است که علاقمند به صحبت کردن با خدای خود هستیم، ولو این که او از حال ما آگاه است؟ روایت دیگری که در این زمینه جالب توجه است این است که در زمان هارون الرشید ده نفر از قصر حاکم دزدی می‌کنند و مامورین موفق به دستگیری آن‌ها نمی‌شوند. هارون دستور می‌دهد که عین ده نفر را باید دستگیر کنند و به زندان بیندازند. نه نفر از سارقین به دست مامورین افتادند. اما هر چه گشتند اثری از نفر دهم نیافتند. از آن‌جا که مامورین می‌دانستند حاکم آدمی منطقی نیست، پیرمردی را گرفته، به او بهتان دزدی زدند و گفتند این نفر دهم است. حال، هر یک از نه نفر در دربار پادشاه یک دوست و آشنا داشت، که با نامه نوشتن به او و وساطت آن شخص، خود را از زندان خلاص می‌کند و تنها پیرمرد بی‌گناه در زندان باقی می‌ماند. زندان‌بان به وی می‌گوید تو کسی را نداری که برای او نامه بنویسی؟ مرد به فکر فرو می‌رود و ناگهان می‌گوبد، چرا. برایم قلم و کاغذ بیاور تا برای او نامه بنویسم. نامه را می‌نویسد و به زندان‌بان می‌گوید آن را بر بام قصر بالای سر هارون الرشید بگذار و سنگی نیز بر روی آن قرار بده تا باد نامه را نبرد. زندان‌بان با تعجب به او نگاه می‌کند و این کار را انجام می‌دهد. فردا هارون الرشید پیرمرد را به قصر می‌خواند و به وی می‌گوید «تو که هستی که دیشب در خواب به خاطر تو ما را به انواع عذاب‌ها شکنجه دادند و گفتند بی‌گناهی را به زندان انداخته‌ای؟! او را آزاد کنید.» زندان‌بان که بسیار حیرت‌زده شده بود به پیرمرد گفت «تو را به خدا سوگند بگو که در نامه‌ات چه نوشته بودی که حاکم بی‌درنگ دستور آزادی تو را داد؟» گفت «هیچ، نوشتم من العبد الذلیل الی رب الجلیل». حال آیا خداوند بدون نامه از حال پیرمرد باخبر نمی‌شده است؟! چرا، این تنها یک حرکت نمادین بوده که اوج توسل پیرمرد را نشان می‌داده است.

شیعه آنلاین